جهت‌يابي طراحی وب سایت - طراحی پورتال
مترجم زبان چینی - ترجمه همزمان چینی - ترجمه شفاهی چینی - ترجمه کتبی زبان چینی - ترجمه تلفنی چینی - اعزام مترجم زبان چینی به محل کارگاه کارخانه - ترجمه متون تخصصی چینی به فارسی - ترجمه متون تخصصی از فارسی به چینی - با تجربه ترین مترجمین زبان چینی در کانون مترجمین زبان چینی - آموزش زبان چینی - ترجمه زبان چینی
طراحی سایت - طراحی پورتال - فروش وب سایت - طراحی وب سایت - تولید وب سایت - وب سایت شرکت ها - وب سایت املاک - وب سایت انتشارات - وب سایت بیمه- طراحی گرافیکی وب سایت - طراحی گرافک سایت- تولید پورتال تحت وب- طراحی سایت - وب دیزاین
فروش شارژ - فروش شارژ تالیا - فروش شارژ ایرانسل - فروش شارژ همراه اول - فروش شارژ رایتل
جهت‌يابي
جغرافيا-
noojum.com
تعداد بازدید : 618
تبلیغات :از فرودگاه تا کارخانه و شرکت شما ترجمه شفاهی هم زمان از چینی به فارسی کانون مترجمین زبان چینی
اگر نیاز به اطلاعات بیشتری دارید،در یانک اطلاعاتی ما ، جستجو کنید:  
اشتراک گذاری در Face Book  اشتراک گذاری در twitter  اشتراک گذاری در Google Reader  اشتراک گذاری در Digg

انواع روش هاي جهت يابي و يافتن مسير براي زماني که کوهستان ، جنگل ، دشت يا بيايان گم شده ايم چگونه امکانپذير است؟ جهت يابي چيست و چگونه به ما کمک مي کند؟

يافتن جهت‌هاي جغرافيايي را جهت‌يابي گويند. جهت‌يابي در بسياري از موارد کاربرد دارد. براي نمونه وقتي در کوهستان، جنگل، دشت يا بيابان گم شده باشيد، با دانستن جهت‌هاي جغرافيايي، مي‌توانيد به مکان مورد نظرتان برسيد. يکي از استفاده‌هاي مسلمانان از جهت‌يابي، يافتن قبله براي نماز خواندن و ذبح حيوانات است. کوهنوردان، نظاميان، جنگل‌بانان و ... هم به دانستن روش‌هاي جهت‌يابي نيازمندند.

هرچند امروزه با وسايلي مانند قطب‌نما يا GPS مي‌توان به راحتي و با دقت بسيار زياد جهت جغرافيايي را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌هاي ديگر جهت‌يابي مفيد و کاراست. در اينجا به برسي انواع روش هاي جهت يابي خواهيم پرداخت.

 

 جهت‌هاي اصلي و فرعي

اگر رو به شمال بايستيم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. 

جهت‌هاي جغرافيايي، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

اين چهار جهت را جهت‌هاي اصلي مي‌نامند. بين هر دو جهت اصلي يک جهت فرعي وجود دارد. مثلاً نيمساز جهت‌هاي شمال و شرق، جهت شمالِ شرقي (شمالِ شرق) را مشخص مي‌کند.

با دانستن يکي از جهت‌ها، بقيه? جهت‌ها را مي‌توان به سادگي مشخص نمود. مثلاً اگر به سوي شمال ايستاده باشيد، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.

 

روش‌هاي جهت‌يابي

 برخي روش‌هاي جهت‌يابي مخصوص روز، و برخي ويژه? شب اند. برخي روش‌ها هم در همه? مواقع کارا هستند.

توجه شود که: بسياري از اين روش‌ها کاملاً دقيق نيستند و صرفاً جهت‌هاي اصلي را به صورت تقريبي‌ مشخص مي‌کنند. براي جهت‌هاي دقيق بايد از قطب‌نما استفاده کرد، و ميل مغناطيسي و انحراف مغناطيسي آن را هم در نظر داشت.

آن‌چه گفته مي‌شود اکثراً مربوط به نيمکره شمالي است؛ به طور دقيق‌تر، بالاي ???? درجه (بالاي مدار رأس‌السرطان). در نيم‌کره جنوبي در برخي روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته مي‌شود باشد.

 

 

روش‌هاي جهت‌يابي در روز

 جهت‌يابي با سمت خورشيد

1- خورشيد صبح تقريباً از سمت شرق طلوع مي‌کند، و شب تقريباً در سمت غرب غروب مي‌کند.

اين مطلب فقط در اول بهار و پاييز صحيح است؛ يعني‌ در اولين روز بهار و پاييز خورشيد دقيقاً از شرق طلوع و در غرب غروب مي‌کند، ولي در زمان‌هاي ديگر، محل طلوع و غروب خورشيد نسبت به مشرق و مغرب مقداري انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشيد شمالي‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبي‌تر از شرق و غرب مي‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشيد حداقل حدود ???? درجه با محل دقيق شرق و غرب فاصله دارد، که اين خطا به هيچ وجه قابل چشم پوشي‌ نيست. در واقع از آن‌جا که موقعيت دقيق خورشيد با توجه به فصل و عرض جغرافيايي متغير است، اين روش نسبتاً غيردقيق است.

تنها جايي که خورشيد هميشه دقيقاً از شرق طلوع و در غرب غروب مي‌کند، استواست.

2- در نيمکره? شمالي زمين، در زمان ظهر شرعي خورشيد هميشه دقيقاً در جهت جنوب است و سايه? اجسام رو به شمال مي‌افتد.

ظهر شرعي يا ظهر نجومي در موقعيت جغرافيايي شما، دقيقاً هنگامي است که خورشيد به بالاترين نقطه خود در آسمان مي‌رسد. در اين زمان، سايه? شاخص به حداقل خود در روز مي‌رسد، و پس از آن دوباره افزايش مي‌يابد؛ همان زمان اذان ظهر.

 

براي دانستن زمان ظهر شرعي مي‌توانيد به روزنامه‌ها مراجعه کنيد يا منتظر صداي اذان ظهر باشيد. ظهر شرعي حدوداً نيمه بين طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

3- حرکت خورشيد از شرق به غرب است؛ و اين هم مي‌تواند روشي براي يافتن جهت‌هاي جغرافيايي باشد.

 

جهت‌يابي با سايه? چوب(شاخص)

شاخص، چوب يا ميله‌اي نسبتاً صاف و راست است (مثلاً شاخه نسبتاً صافي از يک درخت به طول مثلاً يک متر) که به طور عمودي در زميني مسطح و هموار و افقي(تراز و ميزان) فرو شده است.

 

روش اول: نوک(انتهاي) سايه? شاخص روي زمين را [مثلاً با يک سنگ] علامت‌گذاري مي‌کنيم. مدتي (مثلاً ده-بيست دقيقه بعد، يا بيشتر) صبر مي‌کنيم تا نوک سايه چند سانتيمتر جابه‌جا شود. حال محل جديد سايه? شاخص (که تغيير مکان داده است) را علامت‌گذاري مي‌نماييم. حال اگر اين دو نقطه را با خطي به هم وصل کنيم، جهت شرق-غرب را مشخص مي‌کند. نقطه? علامت‌گذاري اول سمت غرب، و نقطه? دوم سمت شرق را نشان مي‌دهد. يعني اگر طوري بايستيم که پاي چپ‌مان را روي نقطه? اول و پاي راستمان را روي نقطه? دوم بگذاريم، روبروي‌مان شمال را نشان مي‌دهد، و رو به خورشيد (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهري حرکت خورشيد در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سايه? خورشيد بر روي زمين از غرب به شرق خواهد بود. يعني در نيم‌کره شمالي سايه‌ها ساعتگرد مي‌چرخند.

هر چه از استوا دورتر بشويم، از دقت پاسخ در اين روش کاسته مي‌شود. يعني در مناطق قطبي (عرض جغرافيايي بالاتر از ?? درجه) استفاده از آن توصيه نمي‌شود.

در شب‌هاي مهتابي هم از اين روش مي‌توان استفاده کرد: به جاي خورشيد از ماه استفاده کنيد.

 

 

روش دوم(دقيق‌تر): محل سايه? شاخص را زماني پيش از ظهر علامت گذاري مي‌کنيم. دايره‌ يا کماني به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاري شده مي‌کشيم. سايه به تدريج که به سمت شرق مي‌رود کوتاه‌تر مي‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترين اندازه‌اش مي‌رسد، و بعداز ظهر به تدريج بلندتر مي‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سايه? شاخص از روي کمان گذشت (يعني سايه? شاخص هم‌اندازه? پيش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه? دوم علامت‌گذاري مي‌کنيم. مانند روش پيشين، اين نقطه سمت شرق و نقطه? پيشين سمت غرب را نشان مي‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سايه? هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص مي‌کنند.

با اين‌که روش پيشين نسبتاً دقيق است، اين روش دقيق‌تر است؛ البته وقت بيشتري براي آن لازم است.

براي کشيدن کمان مثلاً طنابي(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنيد. يک طرف طناب را به شاخص ببنديد، و طرف ديگرش را به يک جسم تيز؛ به شکلي که وقتي طناب را مي‌کشيد دقيقاً به محل علامت‌گذاري شده برسد. نيم‌دايره‌اي روي زمين با جسم تيز رسم کنيد.

وقتي سايه? شاخص به حداقل اندازه? خود مي‌رسد(در ظهر شرعي)، اين سايه سمت جنوب را نشان مي‌دهد (بالاي

???? درجه).

 

جهت‌يابي با ساعت عقربه‌دار

ساعت مچي معمولي (آنالوگ، عقربه‌اي) را به حالت افقي طوري در کف دست نگه مي‌داريم که عقربه? ساعت‌شمار به سمت خورشيد اشاره کند. در اين حالت، نيمسازِ زاويه‌اي که عقربه? ساعت‌شمار با عدد ?? ساعت مي‌سازد (زاويه? کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان مي‌دهد. يعني مثلاً اگر چوب‌کبريتي را [به طور افقي] در نيمه? راه ميان عقربه? ساعت‌شمار و عدد ?? ساعت قرار دهيد، به طور شمالي-جنوبي قرار گرفته‌است.

 

نکات

اين که گفته شد عقربه? کوچک ساعت به سمت خورشيد اشاره کند، يعني اين‌که اگر شاخصي [مثلاً چوب‌کبريت] اي که در مرکز ساعت قرار دهيم، سايه‌اش موازي با عقربه? ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. يا اين‌که سايه? عقربه? ساعت‌شمار درست در زير خود عقربه قرار گيرد. يا مثلاً اگر چوبي ده-پانزده سانتيمتري را در زمين به‌طور عمودي قرار دهيم، ساعت روي زمين به شکلي قرار گرفته باشد که عقربه? ساعت‌شمارش موازي با سايه? چوب باشد.

دليل اين‌که زاويه بين عقربه? ساعت‌شمار و ?? را نصف مي‌کنيم اين است که: وقتي خوشيد يک بار دور زمين مي‌چرخد، ساعت ما دو دور مي‌چرخد(دو تا ?? ساعت). يعني گرچه روز ?? ساعت است (و يک دور کامل را در ?? ساعت طي مي‌کند)، ساعت‌هاي ما يک دور کامل را در ?? ساعت طي مي‌نمايد. اگر ساعت ?? ساعته‌اي مي‌داشتيد، که دور آن به ?? قسمت مساوي تقسيم شده بود، هر گاه عقربه? ساعت‌شمار را رو به خورشيد مي‌گرفتيد عدد ?? ساعت هميشه جهت جنوب را نشان مي‌داد.

اين روش وقتي سمت صحيح را نشان مي‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظيم شده باشد. يعني اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد يک‌ساعت جلو مي‌برند، ما بايد آن را تصحيح کنيم(ابتدا ساعت‌مان را يک ساعت عقب ببريم سپس روش را اِعمال کنيم؛ يا نيمساز عقربه? ساعت‌شمار را [به جاي 12] با 1 حساب کنيد). همچنين در همه? سطح يک کشور معمولاً ساعت يکساني وجود دارد، که مثلاً در ايران حدود يک ساعت متغير است (ايران تقريباً بين دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعي در شرق و غرب ايران حدوداً يک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحيح هر مکان همان ساعتي است که هنگام ظهر شرعي در آن در طول سال، اطراف ساعت ?? ظهر است. در واقع براي تعيين دقيق جهت‌هاي جغرافيايي ساعت بايد طوري تنظيم باشد که هنگام ظهر شرعي ساعت ?? را نشان دهد.

روش ساعت مچي تا ?? درجه امکان خطا دارد. براي دقت بيشتر بايد از آن در عرض جغرافيايي بين ?? و ?? درجه [شمالي يا جنوبي] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافيايي ???? تا ???? درجه [شمالي يا جنوبي] نتيجه‌اش قابل قبول است.(البته در نيم‌کرده? جنوبي جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزديک‌تر شويم، از دقت اين روش کاسته مي‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن اين روش به ظهر شرعي نزديک‌تر باشد، نتيجه? آن دقيق‌تر خواهد بود.

اگر مطمئن نيستيد کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به ياد بياوريد که خورشيد از شرق بر مي‌خيزد، در غرب مي‌نشيند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنيد که اگر اين روش را در هنگام ظهر شرعي (يعني ساعت ??) اجرا کنيم، جهت عقربه ساعت‌شمار خود به سوي جنوب است. يعني مانند همان روش «جهت‌يابي با سمت خورشيد»، که گفتيم خورشيد در ظهر شرعي به سمت جنوب است.

اگر از ساعت ديجيتال استفاده مي‌کنيد، مي‌توانيد ساعت عقربه‌داري را روي يک کاغذ يا روي زمين بکشيد (دور دايره‌اي از ? تا ?? بنويسيد، و عقربه? ساعت‌شمار را هم بکشيد)، و سپس از روش بالا استفاده کنيد.

حتي وقتي هوا آفتابي نيست و خورشيد به راحتي ديده نمي‌شود هم گاه سايه? خوشيد را مي‌توان ديد. اگر يک چوب‌کبريت را عمود نگه داريد، سايه? آن برعکس جهت خورشيد مي‌افتد.

 

 

روش‌هاي جهت‌يابي در شب

 جهت‌يابي با ستاره? قطبي

 از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ قطبي در آسمان مي‌چرخند، در نيم‌کره? شمالي زمين ستاره? قطبي با تقريب بسياري خوبي (حدود ??? درجه خطا) جهت شمال جغرافيايي (و نه شمال مغناطيسي) را نشان مي‌دهد؛ يعني اگر رو به آن بايستيم، رو به شمال خواهيم بود.

يافتن ستاره قطبي با دب اکبر

 

براي يافتن ستاره? قطبي روش‌هاي مختلفي وجود دارد:

به وسيله? مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکي دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره آن تشکيل يک ذوزنقه را مي‌دهند، و سه ستاره? ديگر مانند يک دنباله در ادامه ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌اي که لبه? بيروني ملاقه را تشکيل مي‌دهند (دو ستاره? قاعده کوچک ذوزنقه؛ لبه? پياله? ملاقه؛ محلي که آب از آن‌جا مي‌ريزد) را [با خطي فرضي] به هم وصل کنيم، و پنج برابر فاصله ميان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهيم، به ستاره قطبي مي‌رسيم.

به وسيله? مجموعه ستاره‌هاي «ذات‌الکرسي»: صورت فلکي ذات‌الکرسي شامل پنج ستاره است که به شکل W يا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره? وسط W (رأس زاويه? وسطي) را حدود پنج برابرِِ «فاصله? آن نسبت به ستاره‌هاي اطراف» به سوي جلو ادامه دهيم، به ستاره? قطبي مي‌رسيم.

 

نکات

صورت‌هاي فلکي ذات‌الکرسي و دبّ اکبر نسبت به ستاره? قطبي تقريباً روبه‌روي يکديگر، و دور ستاره قطبي خلاف جهت عقربه‌هاي ساعت مي‌چرخند. اگر يکي از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با ديگري مي‌توان ستاره? قطبي را يافت. فاصله? هر کدام از اين دو صورت فلکي تا ستاره? قطبي تقريباً برابر است.

اگر براي يافتن ستاره‌ها در آسمان از نقشه ستاره‌ياب (افلاک‌نما) استفاده مي‌کنيد، به‌خاطر داشته باشيد که ستاره‌ياب‌ها موقعيت ستاره‌ها را در زمان، تاريخ و موقعيت جغرافيايي (طول و عرض جغرافيايي) خاصي نشان مي‌دهند.

هر چه از استوا به سوي قطب شمال برويم، ستاره? قطبي در آسمان بالاتر (در ارتفاع بيشتر) ديده مي‌شود. يعني ستاره? قطبي در استوا (عرض جغرافيايي صفر درجه) تقريباً در افق ديده مي‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافيايي ?? درجه) تقريباً بالاي سر (سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) ديده مي‌شود. بالاتر از عرض جغرافيايي ?? درجه شمالي عملا نمي‌توان با ستاره? قطبي شمال را پيدا کرد.

 

جهت‌يابي با هلال ماه

 اگر به دليل وجود ابر يا درختان نمي‌توانيد ستاره‌ها را ببينيد، مي‌توانيد از ماه براي جهت‌يابي استفاده کنيد.

هلال ماه کهنه (نيمه دوم ماه قمري)

ماه به شکل هلال باريکي تولد مي‌يابد، و در نيمه‌هاي ماه قمري به قرص کامل تبديل مي‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالي مي‌شود. در نيمه? اول ماه‌هاي قمري قسمت خارجي ماه (تحدب و کوژي ماه، برآمدگي و برجستگي ماه) مانند پيکاني جهت غرب را نشان مي‌دهد. در نيمه? دوم ماه‌هاي قمري، تحدب ماه به سمت مشرق است.

اگر خطي از بالاي هلال به پايين آن وصل کنيم و ادامه دهيم، در نيمه? اول ماه قمري شکل p و در نيمه? دوم شکل q خواهد داشت.

کره ماه در نيمه? اول ماه‌هاي قمري پيش از غروب آفتاب طلوع مي‌کند، و در نيمه? دوم پس از غروب، تا پايان ماه که پس از نيمه‌شب طلوع مي‌نمايد.

پيدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطي فرضي ميان دو نوک تيز هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين ادامه دهيد، تقاطع امتداد اين خط با افق، نقطه جنوب را [در نيم‌کره? شمالي زمين] نشان مي‌دهد.

اين روش جهت‌يابي چندان دقيق نيست، ولي حداقل راه‌نمايي تقريبي را فراهم مي‌سازد. در زمان قرص کامل نمي‌توان از اين روش استفاده کرد. وقتي ماه به صورت قرص کامل است، مي‌توان به کمک حرکت ظاهري ماه (که از مشرق به طرف مغرب است) جهت‌يابي کرد.

 

روش‌هاي ديگر جهت‌يابي در شب

حرکت ظاهري ماه در آسمان از شرق به غرب است.

خوشه پروين: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ پروين مي‌گويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکي: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال مي‌باشند. اين ستارگان نيز از شرق به غرب حرکت مي‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها به‌طرف جنوب است.

کهکشان راه شيري توده? عظيمي از انبوه ستارگان است که تقريباً از شمال شرقي به جنوب غربي امتداد يافته است. در شمال شرقي اين راه باريک است، و هر چه به سمت جنوب غربي مي‌رود، پهن‌تر مي‌شود. هر چه به آخر شب نزديک‌تر مي‌شويم، قسمت پهن راه شيري به طرف مغرب منحرف مي‌شود.

 

 

روش‌هاي جهت‌يابي، قابل استفاده در روز و شب

 جهت‌يابي با قبله

اگر جهت قبله و ميزان انحراف آن از جنوب (يا ديگر جهت هاي اصلي) را بدانيم، مي‌توانيم شمال را تشخيص دهيم. مثلاً اگر در تهران ?? درجه از جنوب سمت به غرب متمايل شويم (يعني حدوداً جنوب غربي)، به طرف قبله ايستاده‌ايم. پس هرگاه در تهران جهت قبله را بدانيم، اگر ?? درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌هاي ساعت بچرخيم، به طرف جنوب ايستاده‌ايم، و اگر ??? درجه (37-180) در خلاف جهت عقربه‌هاي ساعت بچرخيم، به طرف شمال ايستاده‌ايم.

قبله را از راه‌هاي مختلفي مي‌توان يافت:

قبله‌نما: دقيق‌ترين روش تعيين قبله، به‌وسيله? قبله‌نماست، که آن هم با يک قطب‌نما انجام مي‌گيرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشيم، با آن قطب را مشخص مي‌کنيم!

محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.

قبرستان: مرده را در قبر روي دست راست، به سمت قبله مي‌خوابانند. پس اگر شما طوري ايستاده باشيد که نوشته‌هاي سنگ قبر را به درستي مي‌خوانيد، سمت چپ‌تان قبله است.

دستشويي: از آن‌جا که قضاي حاجت رو به قبله نبايد باشد، معمولاً توالت‌ها را عمود بر قبله مي‌سازند. اين هم -در جايي که اصول اسلامي ساخت رعايت شده- مي‌تواند کمک‌کار باشد.

 

جهت‌يابي با قطب‌نماي دست‌ساز

اگر قطب‌نمايي به همراه نداشتيد، ولي اتفاقاً يک سوزن يا ميخ کوچک در جيبتان يافتيد، اين روش کمک‌کار شما در ساخت يک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرايط واقعي کم است، ولي انجام آن کاري سرگرم‌کننده است.

با مالش دادن يک سوزن فقط در يک جهت به آهن‌ربا -يا حتي احتمالاً چاقوي خودتان-، يا ماليدن آن فقط در يک جهت به پارچه? ابريشمي يا پنبه‌اي، سوزنْ مغناطيسي يا قطبي مي‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلاً با ?? بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بيرون، سوزن به اندازه? کافي خاصيت آهنربايي پيدا مي‌کند. همچنين مالش سر سوزن از پايين به بالا بر پارچه? ابريشمي باعث مي‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتي مي‌توانيد آن‌را در يک جهت ميان موهاي سر خود بکشيد. توجه کنيد که هميشه فقط در يک جهت مالش دهيد.

حال اگر آن‌را روي يک چوب‌پنبه يا پوشال کوچک قرار دهيد(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنيد، يا درون آن فرو کنيد؛ يا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هايي کوچک فرو کنيد)، و روي آب (آب راکد يا ظرفي پر از آب) شناور نماييد، مانند يک قطب‌نما عمل مي‌کند، و سر سوزن رو به شمال مي‌چرخد. براي اين‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنيد، اين نکته را در نظر بگيريد که -در نيمکره? شمالي زمين- آن سمت قطب‌نما که تقريباً رو به خورشيد و ماه است، سمت جنوب است، زيرا آن‌ها در قسمت جنوبي آسمان قرار دارند. همچنين مي‌توانيد سوزن را با يک آهنربا امتحان کنيد، و سپس سمت شمال را با علامتي روي آن مشخص نماييد.

روش ديگر ساخت آهنربا اين است که يک ميله يا سوزن آهني يا فولادي را در جهت ميدان مغناطيسي زمين تراز کنيم، و سپس آن‌را حرارت داده يا بر آن ضربه وارد کنيم. حال اگر اين آهنربا را روي سطحي با اصطکاک کم قرار دهيم (روي يک تکه چوب کوچک در آب شناور سازيد، يا مثلاً سوزن را با يک ريسمان غيرفلزي آويزان(معلق) نماييد) قطب‌نماي ما کار مي‌کند؛ يعني ميله آن‌قدر مي‌چرخد تا در راستاي ميدان مغناطيسي زمين (شمالي-جنوبي) قرار گيرد.

مغناطيسي کردن سوزن با باتري: اگر سيمي را دور سوزن بپيچانيد و براي چند دقيقه سر سيم را به ته باتري وصل کنيد، سوزن مغناطيسي مي‌شود.

به دليل کشش سطحي آب، مي‌توان سوزن را به تنهايي روي سطح آن شناور کرد. مثلاً مي‌توان سوزن را روي کاغذي گذاشت، و کاغذ را روي آب گذاشت. اگر کاغذ روي آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روي آب باقي مي‌ماند. اگر سوزن را با گريس يا روغني غيرقابل‌حل در آب چرب کنيد (مثلاً با مالش سوزن به موهاي خود سوزن را چرب نماييد)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب مي‌شود که سوزن روي سطح آب شناور بماند.

 

جهت‌يابي با نشانه‌هاي طبيعي

هرگونه‌اي از درختان برش‌ها و خصوصيات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثير مي‌گذارند و اين سرنخي است براي محاسبه جهت شمال-جنوب.

اين روش‌ها خيلي قابل اطمينان نيستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادي را به طور قابل‌ملاحظه‌اي تغيير دهد و باعث تغيير و انحراف آن شود. همچنين در جنگل‌هاي انبوه -به دليل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخي روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌هاي طبيعي استفاده مي‌کنيد، براي تصميم‌گيري، بايد هر چند تا علامت مختلف را که مي‌توانيد پيدا کنيد.

بسياري از روش‌هاي زير بر اساس آفتاب هستند: در نيمکره? شمالي زمين، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بيشتري است. تابش خورشيد رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زياد مي‌کند.

1- جهت‌يابي با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالي درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌هاي بيشتري دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبي آن‌هاست.

خزه در جايي رشد مي‌کند که داراي سايه و آب زيادي باشد؛ محل‌هاي خنک و نمناک. تنه? درختان در سمت شمالي سايه و رطوبت بيشتري دارد، و در نتيجه خزه‌ها معمولاً بيشتر در اين سمت مي‌رويند.

اين روش هميشه نتيجه? درست به ما نمي‌دهد. 1) هرچند سمت شمالي در سايه? بيشتري است، ولي لزوماً رطوبت سمت شمال بيشتر نيست؛ و براي رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سايه است(جايي که رطوبت در آن‌جا بيشتر ماندگار است). 2) گاه ممکن است درختان و پوشش گياهي مجاور طرف ديگر درخت را هم سايه کند. 3) در يک اقليم باراني(جنگل‌ها و بيشه‌هاي مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(يعني خزه دور برخي درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بيشتر رشد کرده‌است). 4) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالي درخت شود. 5) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌اي وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشيد که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمايي رنگ است و در مکان‌هاي سايه و مرطوب سبز يا طوسي رنگ.

 

2- جهت‌يابي با درختان: از آن‌جا که سمت شمالي درختان در معرض آفتاب کمتري است، درختان در اين سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتري دارند.

به دليل آن‌که آفتاب بيشتر از سمت جنوب مي‌تابد، درختان جنوب بهتر و بيشتر رشد مي‌کنند. وجود درختاني مانند صنوبر سياه و سفيد، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندي، افرا نروژي و درخت اقاقيا صحت اين مسئله را ثابت مي‌کند. اين درخت‌ها در جنوب بيشتر ديده مي‌شوند.

پوست درختان قديمي در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.

پوسيده بودن يک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان مي‌دهد؛ سمت پوسيده شمال است.

به خاطر نوع تابش خورشيد، شاخه‌هاي جنوبي اکثر درختان افقي‌تر و شاخه‌هاي شمالي عمودي‌ترند.

در کوه‌هاي سنگي، کاج‌هاي انحناپذير در شيب جنوبي، و صنوبرهاي انگلمان در شيب شمالي مي‌رويند.

معمولاً درختان برگ ريز در شيب‌هاي جنوبي تپه‌ها مي‌رويند و سراشيب‌هاي شمالي هميشه سبز است.

زمينِ اطراف ريشه? درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالي‌تر از قسمت شمالي است. پس زمين به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکي زمين جنوبي نيست.

رشد پوشش گياهي در سمت جنوبي تپه‌ها بيشتر از سمت شمالي خواهد بود.

 

 

3- جهت‌يابي با تنه? درختان بريده‌شده:

توجه کنيد که: به درختي نگاه کنيد که ريشه‌اش در زمين باشد، نه به کنده‌اي که بريده شده و بر زمين افتاده!

اگر مقطع درخت بريده‌شده‌اى را نگاه کنيد، تعدادى دايره? هم مرکز را مشاهده خواهيد کرد، که هر يک از آنها نشان يک سال عمر درخت مي‌باشد.

 درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دايره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در يک سمت به هم نزديک‌تر شده و در سمت ديگر از هم دور خواهند بود. سمتي که فاصله خطوط حلقه‌هاي سني درخت به هم نزديک‌تر باشد سمت شمال را مشخص مي‌کند، و سمتي که خطوط حلقه‌هاي سني از هم فاصله? بيشتري داشته باشد سمت جنوب را نشان مي‌دهد؛ به علت تابش زياد آفتاب و رشد شديدتر آن.

 

4- جهت‌يابي به کمک گل‌ها و گياهان: گياهان، و گل‌هاي درختان تمايل دارند رو به آفتاب قرار بگيرند؛ يعني جنوب يا شرق.

برخي گياهان براي جهت‌يابي اشتهار يافته‌اند. مثلاً در آمريکا گُلي وجود دارد که هميشه جهت‌گيري شمالي-جنوبي دارد (رشد برگهايش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گياه قطب‌نما(يا Compass Plant)» و يا «رُزينويد(Rosinweed)» مي‌خوانند. نام علمي آن «سيلفيوم لاکينياتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اوليه? اين سرزمين از اين گياه براي جهت‌يابي استفاده مي‌کرده‌اند.

اکاليپتوس استراليايي هم گياهي جهت‌ياب است. اين گياه که در سرزمين‌هاي گرم و خشک مي‌رويد، برگ‌هايش رو به شمال يا جنوب است.

همچنين درختي به نام «نخل رهنوردان([ يا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هايش شرقي-غربي اند.

همان‌طور که گفته شد، اين که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، يا کدام يک از طرفين شمال يا جنوب است را مي‌توان با توجه به سمت خورشيد و ماه در آسمان يا روش‌هاي ديگر يافت -ماه و خورشيد تقريباً در سمت جنوبي آسمان قرار دارند.

5- جهت‌يابي به کمک باد غالب: بادها را از جهتي که مي‌وزند، نام‌گذاري مي‌کنند مانند باد شمالي از شمال. هر منطقه‌اي باد غالب و برجسته‌اي دارد که در فصل خاص يا گاهي در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصي است که وزش آن طولاني‌تر بوده و در جهت خاصي مي‌وزد. با دانستن جهت بادهاي غالب مي‌توانيد چهار جهت اصلي را تشخيص دهيد.

معمولاً نام باد را از جهتي که وزيده‌است، نام‌گذاري مي‌کنند. مثلاً باد شمال يعني بادي که از شمال به سمت جنوب مي‌وزد.

براي جهت‌يابي به کمک باد غالب، 1) ابتدا بايد جهت باد غالب منطقه را دانست. 2) سپس بايد در جايي که هستيم جهت باد غالب را تشخيص دهيم. براي نمونه، اگر بدانيم که در منطقه? ما باد غالب از شرق مي‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخيص دهيم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، ديگر جهت‌هاي اصلي هم به سادگي يافته مي‌شوند.

نکته? اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمي‌دانيد، اطلاعات زير ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحي معتدل، باد غالب از غرب مي‌وزد. (در هر دو نيم کره شمالي و جنوبي)

در نواحي گرمسيري، باد غالب بين مناطق شمال شرقي و جنوب شرقي جريان دارد.

در نواحي استوايي، باد غالب معمولاً از سمت شرق مي‌وزد.

نکته? دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخيص دهيم:

در هر منطقه‌اي باد غالب ويژگي‌هاي خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغيير مي‌کند.

باد غالب بر رشد درختان و گياهان، جهت جمع شدن برف‌هاي باد آورنده و در جهت علف‌هاي بلند تأثيرگذار است. در واقع باد غالب بيشترين تأثير را بر روي جهت پوشش گياهي، برف، ماسه يا ديگر اشياي روي سطح زمين دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است. براي نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمايل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزيده‌است.

اثر ديگري که باد غالب بر درختان دارد اين است که: در جهتي که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بيشتري رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن يا خشک کردن شاخه‌هاي جوان، رشد درخت را کند يا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان مي‌شود؛ برعکسِ خورشيد، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زياد مي‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌هاي جوان مي‌شود.

درختي که براي تعيين جهت استفاده مي‌شود، بايد در محلي باز و وسيع باشد. نبايد در پناه تپه، درختان ديگر يا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزديک به هم را مورد آزمايش قرار دهيد. مطمئن شويد که درختان هرس نشده باشند.

از آن‌جا که درختان تحت تأثير عوامل زيادي هستند، و بايد يافته‌هاي خود را با مشاهده? درختان متعددي در همسايگي يکديگر تأييد کنيد.

 

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بيابان‌ها، و امواج پستي-بلندي‌هاي برف در مناطق قطبي جهت باد را نشان مي‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که اين موج‌ها خيلي کوچک‌اند و از چند سانتي‌متر تجاوز نمي‌کنند، براي يافتن باد غالب نمي‌توانند کمک‌کار باشند، زيرا مي‌توانند با هر باد تند موضعي به سرعت تشکيل شوند.

در بيابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمايان مي‌سازد؛ همچنين در مورد تل‌يخ‌هاي قطب: در مناطقي که به شدت پوشيده از برف‌اند، باد غالب توده‌هاي برف را مي‌راند و آن‌ها را تبديل به تل‌هاي برآمده‌اي مي‌سازد. اين تل‌ها از چند سانتي‌متر تا يک متر ارتفاع دارند، و موازي باد غالب تشکيل مي‌شوند. در واقع برف از لحاظ فيزيکي شبيه ماسه عمل مي‌کند.

 

ج) نسيم: برخي مناطق الگوي حرکت جريان هوايشان نوسان بيشتري نسبت به جاهاي ديگر دارد. مثلاً مردم کنار ساحل يا نسيم دريا مأنوس‌اند. معمولاً بعدازظهرها نسيم مداومي از طرف دريا مي‌وزد. در شب هم معمولاً جهت نسيم برعکس مي‌شود و از خشکي به سمت دريا مي‌وزد. نسيم مشابهي در دره‌ها و کوه‌ها مي‌وزد: در روز نسيمي از دره به سمت بالاي کوه وزيدن مي‌گيرد؛ و در شب برعکس، نسيم از بالا به سمت دره مي‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانيم که دريا يا کوه (يا ساحل يا دره) در کدام جهت‌مان است، مي‌توانيم جهت‌هاي اصلي را بيابيم.

 

د) هواي گرم و سرد: در نيم‌کره? شمالي زمين هوايي که از شمال مي‌آيد معمولاً سردتر از هوايي است که از جنوب مي‌آيد(بادهاي شمالي از بادهاي جنوبي سردتر است).

 

هـ) ساير موارد:

اگر گمان مي‌کنيد که بادي که در لحظه مي‌وزد باد غالب منطقه است، مي‌توانيد به درختان در مسير باد نگاه کنيد. با نگاه به نوک درختان مي‌توانيد جهت باد را بفهميد.

مي‌توانيد به تغيير جهت ابرها دقت کنيد؛ به‌ويژه ابرهاي بلندي که توسط بادهاي غالب آورده مي‌شوند.

در روي دريا و اقيانوس‌ها بادهاي غالب داراي ويژگي‌ها و ابرهاي خاص خود هستند.

 

6- جهت‌يابي به کمک رودخانه‌ها:

بسياري از رودها و نهرها در نيم‌کره? شمالي زمين رو به جنوب سرازيرند، يعني رو به استوا. اين روند عمومي رودهاست، ولي هميشه درست نيست. مثلاً رود نيل -که تماماً در نيم‌کره? شمالي است- به سوي شمال جريان دارد و به مديترانه مي‌ريزد.

 

7- جهت‌يابي به کمک حيوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانه? خود را به سمت جنوب يا شرق مي‌ريزند. مورچه‌ها چنين مي‌کنند تا در هنگام روز خاکريز‌شان به عنوان سايه‌باني برايشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.

مورچه‌ها خانه‌هاي خود(مورتپه‌ها) را بر روي شيب‌هاي جنوب شرقي مي‌سازند؛ زيرا خورشيد در پاييز و زمستان بيشتر به اين قسمت‌ها مي‌تابد. آن‌ها مورتپه‌هاي خود را نزديک درختان و صخره‌هاي جنوبي و جنوب شرقي بنا مي‌کنند.

اگر شما در کنار برکه يا درياچه‌اي باشيد که پرندگان، ماهيان يا دوزيستان در حال توليدمثل هستند، در نظر داشته باشيد که آن‌ها معمولاً ترجيح مي‌دهند در سمت غربي زاد و ولد (توليدمثل و پرورش) نمايند.

دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولاً حفره‌هايش را در سمت شرقي درخت حفر مي‌کند.

سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌هاي سمت شرقيِ درختان خانه و لانه مي‌گزينند.

 

8- جهت‌يابي به کمک خانه‌هاي شهري:

امروزه معمولاً خانه‌ها را به موازات شمال -جنوب يا شرق-غرب مي‌سازند؛ يعني نسبت به جهت‌هاي اصلي مورب نمي‌سازند. اين مي‌تواند در تنظيم صحيح جهت‌ها و تصحيح روش‌هاي تقريبي بالا کمک‌کار باشد. بايد توجه کرد که در بسياري موارد اين اصل رعايت نشده است.

روش دقيق‌ آن چنين است: به سايت‌هايي مانند گوگل اِرس(Google Earth) يا کتاب اول(براي تهراني‌ها) برويد و خانه يا خيابان خود را بيابيد. در اين سايت‌ها جهت‌هاي جغرافيايي مشخص شده است(معمولاً شمال سمت بالاست). اگر خانه يا خيابان‌تان دقيقاً مطابق جهت‌هاي جغرافيايي (موازي با لبه? صفحه) باشد، مي‌توانيد به راحتي 4 جهت اصلي را بيابيد، که در جهت ديوارهاي خانه‌اند (با اين فرض که خانه مستطيلي است). اگر خانه يا خيابان‌تان نسبت به جهت‌هاي جغرافيايي زاويه دارد، مي‌توانيد تنظيم مقتضي را انجام دهيد.

همچنين مي‌توانيد به نقشه‌هاي [چاپي] شهرتان نگاه کنيد و ببينيد که آيا خيابان‌تان جهت شمالي-جنوبي يا شرقي-غربي دارد، يا نسبت به جهت‌هاي جغرافيايي انحراف دارد.

 

منبع : سايت نجوم ايران

   
جزئیات مقاله علمی
طراحی وب سایت با قیمتی مناسب طرفه ای
     
تازه های علم مقاله ها همایش ها تازه های نشر تماس با ما
شرکت مهندسی فرا ارتباط به پویان طراح و تولید کننده وب سایت های کاربردی با قابلیت مدیریت اطلاعات حرفه ای ، امن با کمترین هزینه